ورودبدون هماهنگی ممنوع

اینجابرای دونفربیشترجانیست
برای دخترم
دخترم فرشته ی معصوم وکوچکم اکنون که دارم تایپ میکنم آرامترازیک فرشته روی پاهایم خوابیده ای وچشمان قشنگت رابسته ای،نسیم که از خیابان میگذزد آرام ازلای پنجره ای که پدرت نیمه بازگذاشته است ،لابه لای موهایت میپیچد ومن یواشکی ازترس اینکه بیدارنشوی زیرلب قربان صدقه ات میروم،چقدرپاک ومعصومی...عزیزدلکم آنیساکوچولوی مامان همیشه همینقدر صاف وساده بمان مبادا روزی برسد که این معصومیت زیرنقاب مکرگم شود،آنی جان عصرعصر فریب است وگرگ های بسیاری درکمین اندتا نگاه پاکت رابه گندبکشند،دخترکم مبادافریب زوزه هایشان رابخوری،مبادا اسیرچنگالشان شوی،چه بسیار دخترکانی که دیروز پاکترازیک فرشته روی پای مادرانشان آرام خوابیده بودند وامره ره پای گرگها سوارندو نیازهای شیطانی آنهارابراورده میکنند!عشق کوچکم من وباباوخدامواظبت هستیم تو نیزمواظب خودت باش
+نوشته شده در یکشنبه 13 اسفند 1391ساعت09:02توسط tavahom71 | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید