ورودبدون هماهنگی ممنوع

اینجابرای دونفربیشترجانیست
محرم
مثل عشقم سلام امروزجمعه است داره بارون میاد،چندروزیه محرم شروع شده واست پیرهن مشکی گرفتم که جلوش یه یاحسین سبزرنگ خوشگل داره،واست شال مشکی وسربندهم گرفتم!وقتی میگم حسین حسین بکن دستای کوچولوت رومیزنی به سینه ات!راستی چندوقت پیش ماشین گرفتیم !الان یکسال وهفت ماهته آروم مثل فرشته هاگرفتی خوابیدی!قربون معصومیت چشمات برم من!که وقتی خوابی ازهمیشه نازتری!ازوقتی ماشین گرفتیم چندبارباخاله فیروزه اینارفتیم کوه تو هم حسابی خوش گذروندی!راستی تایادم نرفته بگم که خاله الان توی هفت ماهه کلی اسم بهش پیشنهاد دادم که بین دوتاشون مونده یاشروین یا ارمیا...جفتشون خوشگله!چندروزپیش من وبابات رفتیم ویه دست لباس زمستونی خوشگل بادستکش وجوراب واسه پسرخاله گرفتیم واسه توهم جوراب گرفتم که حسودیت نشه!آخه خاله اولین کسی بودکه واسه تو وقتی توی شکمم بودی لباس گرفت من هم خواستم اولین باشم!چندروزپیش وقتی داشتی باسه چرخت بازی میکردی نمیدونم دستت به کجاش خوردکه زخم شدحالاازاون روزدیگه هرکی میادخونمون دستت روبهش نشون میدی وبااون زبون قشنگت تعریف میکنی بعدش بدوبدومیری سمت سه چرخه ویه لگدبهش میزنی ومیگی(ات)
+نوشته شده در دوشنبه 11 آذر 1392ساعت20:29توسط tavahom71 | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید