post
دیشب ساعت حدود دوازده بودکه از خونه پدرشوهرم رفتیم خونه خودمون!زندگیم گفت گشنمه!من هم راستش روبخواید گشنم بود گفتم بایه جوجه کباب حسابی چطوری؟قبول کردورفت توحیاط تامنقل رو روبراه کنه من هم آنی ذوخوابوندم وگوشتاروسیخ کرد8 جاتون خالی کباب نصف شب عجب حالی میده ها!
+نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392ساعت10:53توسط tavahom71 |
ارسال نظر(0)
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید