ورودبدون هماهنگی ممنوع

اینجابرای دونفربیشترجانیست
ماجرای جیگرخوردن وسوختن دست عشقم
لطفأ ادامه ی مطلب رابخوانید
امتحانام داره شروع میشه ومن باتوجه به اینکه بایدمواظب آنیساخانم باشم وبچه داری واسم دراولویت اول قرار داره این ترم رو هم مثل دوترم گذشته کلاس نرفتم وبایدبه صورت خودخوان امتحان بدم واین واسم واقعأسخته به هرحال میگدره !این وسط عشقم واسه این که فشار رو روی من کم کنه پیشنهاد داد یه دل وجیگر تازه گوسفندبخریم وبریم تودل طبیعت کباب کنیم منم بدم نیومد وقبول کردم اما ازبدشانسی وقتی خودمون سیرخورده بودیم وداشتیم واسه دایی فرشاد آتیش درست 8یکردیم دست عشقم سوخت وحسابی اعصابم بهم ریخت اومدیم خو نه و واسش پمادمالیدم وخداروشکرالان خوبه
+نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت 1392ساعت08:31توسط tavahom71 | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید